شيخ ذبيح الله محلاتى
7
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
است بلكه آن حضرت بشريح فرمود بعد از اينكه طلب بينه نمود به آنكه تو اهليت و قابليت از براى قضاوت ندارى و حقير روايت او را در ص 115 از « كتاب » حق المبين نقل كردم . ششم آنكه اين بينه طلبيدن ابو بكر از فاطمه ( ع ) مضافا بر تكذيب خدا و رسول ابداع بدعت شنيعه در دين اسلام است دين مقدس اسلام دستور داده كه البينة على المدعي و اليمين على من انكر و ابو بكر با اينكه خود او بايد اقامه بينه بنمايد از فاطمهء زهرا طلب بينه مىنمايد و از اينجا عداوت اصحاب سقيفه را بايد ديد كه اين حكم مسلم مشهور بين جميع صحابه را براى طرفدارى ابو بكر بر او انكار نكردند و كسى نگفت اى ابو بكر اين بيّنه خواستن غلط است تو بايد بينه اقامه بنمائى چون تو مدعى مىباشى و اين مطلب را امير المؤمنين عليه السّلام در محضر مهاجرين و انصار بابى بكر فرمود كه عنقريب بيان خواهد شد . و اما قول بعض عامه كه : « تدين ابي بكر مانع بود از اينكه كوچكترين خلاف شرعى را بنمايد » بايد در جواب گفت اين تدين و ورع و تقواي ابى بكر منديل خيال است كه به چشم حلالزاده نمىآيد يا وضوى بىبى تميز خالدار است كه به جنابات پىدرپى شكسته نمىشود . هفتم آنكه بينه خواستن ابو بكر از حضرت فاطمه باطل است به حكم عقل از جهت ديگر زيراكه ابو بكر يا قاطع بمحق بودن آن حضرت بود يا قاطع بود بخلاف آن و يا ظان باحدهما بود يا شاك و برفرض اول و ثالث و رابع لازم بود بر ابو بكر تسليم فدك به مجرد ادعاى حضرت فاطمه با فرض عصمت و طهارت كه مانع كذب و مفيد قطع بصدق او بود از روي بداهت و ضرورت اما در صورت قطع پس واضح است اما در صورت شك و ظن پس رفع هر دو برفرض عصمت و طهارت خواهد شد قهرا و برفرض ثانى كه قاطع بر خلاف باشد لازم خواهد آمد اجتماع نقيضين و قطع بر هر دو طرف نقيضين مستحيل است جدا پس بايد معاذ اللّه تكذيب حضرت فاطمه نمود يا تكذيب ابى بكر و تكذيب آن مخدره باطل است بنص آيهء تطهير و مستلزم است العياذ باللّه تكذيب خداوند متعال